قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

246

تاريخ الفي ( فارسى )

غرض كه مخالفان روزبه‌روز در تضييق عثمان بيشتر مبالغه مىنمودند و نمىگذاشتند كه كسى طعام و شراب به سراى او برد . چون گرسنگى بر ذى النّورين غلبه كرد ، اين خبر به سمع شريف على ، كرّم اللّه وجهه ، رسيد . فرمود تا سه رادبهء پرآب ساختند و نزد ذى النّورين بردند . موالى بنى هاشم به موجب فرموده عمل نمودند . مصريان درصدد منع آمدند ، امّا هاشميان غالب شده آن آب را به عثمان رسانيدند . مدّت محاصره ، به قول اصحّ و اشهر ، چهل روز امتداد يافت . « 1 » در اين محل سعيد بن العاص - كه والى كوفه بود - به نزد عثمان آمد و او را گفت : در كار تو انديشه كرده‌ام و رأيى زده‌ام . عثمان گفت : بگوى . سعيد گفت : موسم حجّ است و وقت آنكه بدان جانب مىبايد رفت . صلاح در آن مىبينم كه لبّيك‌زنان بر شكل و وضع آنكه به حجّ روى از اين سراى بيرون آيى و روى به جانب كعبه آرى . چون ببينند كه عزيمت حج كردى و به جانب مكّه روان شدى اميدوارم كه هيچ‌كس به تو تعرّض نرساند . چون به مكّه رسى امن شوى و از اين مضيق و شدّت خلاصى يا بى . عثمان گفت : لا ، و اللّه بر مدينه كه وطن مألوف و مسكن معهود مصطفى ، صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، است موضعى ديگر اختيار نكنم . سعيد بن العاص گفت : لابد تو را يكى از سه كار بايد كرد . اوّل آنكه دل بر جنگ و مخالفت با اين قوم بنهى و ما خدمتكاران و خويشان هم دل بر جنگ نهاده و مردانه‌وار با اين قوم جنگ بكنيم ؛ يا ظفر يابيم يا همه كشته شويم . دويم آنكه شتران نيك دارى . برنشين و به جانب شام روان شو كه معاويه آنجاست با لشكرى آراسته از انصار و موالى تو . چون آنجا رسيدى امن شوى . از اين جماعت هيچ‌كس را حدّ آن نباشد كه آنجا آيد و قصد تو كند . سيم آنكه رضا بدهى كه تو را و اهل و فرزندان ترا بر شتران سوار كنم و به بصره برم كه جماعت خدمتكاران و دوستان من از قبيلهء ازد كه در حقّ ايشان شفقتها نموده‌ام آنجااند . چون در ميان آن قوم باشيم قصدمان نتوانند كرد . و اگر كنند دفع ايشان كنيم . عثمان را هيچ‌يك از اين انديشه‌ها موافق نيفتاد و گفت : جنگ نخواهم كرد ، و به‌هيچ‌وجه از مدينه بيرون نخواهم شد ، و هرچه خواهد شد بدان راضىام . در اين اثنا اسامة بن زيد به نزديك امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب ، عليه السّلام ، آمد و عرض كرد : اى ابو الحسن ، مرا در خدمت تو اخلاصى عظيم هست و تو نزديك من از سمع و بصر نزديك‌ترى . آن چنان كه حال اين مرد مشاهده مىكنم او را خواهند كشت ، بنابراين مصلحت در آن مىبينم كه شما بسلامت چند روز از مدينه بيرون شويد و به سر ضياع و

--> ( 1 ) . يعقوبى مدّت محاصره را چهل و نه روز ضبط كرده است ؛ - تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 73 .